|
|
Reader
|
|
 |
|
 |
|
 |
|
 |
|
|
|
|
تاریخ |
۱۹ |
خرداد |
۱۳۸۸ |
|
|
|
| دولت نهم؛ ويژگيها و مشخصه ها |
|
نوع نگاه به حکومت و حکمرانی، عامل اصلی در تعیین نحوه تعامل با مردم است. اگر حکومت را امتیاز و طعمه¬ا¬ی برای حکمرانان بدانیم، دوره حکمرانی تبدیل به فرصتی خواهد شد برای ارضای امیال شخصی و گروهی و فخرفروشی و خوشگذرانی حاکمان.
اما اگر حکومت در نظر ما مسئولیتی در برابر خداوند برای اقامه عدل و تکلیفی برای احقاق حقوق عامه و خدمت به خلق خدا و یاری مظلومان باشد، آنگاه آنچه اهمیت می یابد تنها مصالح امت خواهد بود و حاکمان، دیگر خود را برتر از سایر مردم نخواهند دانست و برای خود شأنی جز خدمتگزاری قایل نخواهند شد.
در چنین دیدگاهی، هدف نهایی جلب رضایت پروردگار از طریق خدمت به بندگان او و گسترش عدالت و معنویت است و این همان هدفی است که جز با سر سپردن به آستان حضرت حق دست یافتنی نیست و برای تحقق آن بذل جان و بلکه آبرو نیز شیرین است.
با چنین منطقی، لبخند رضایت کودکی یتیم، که به حق خود می¬رسد، بر رضایت سیاستمداران مستکبر و سیری ناپذیر ترجیح می یابد و قدردانی پیرزنی رنجدیده که از ظلمی رهایی یافته از صدها مدال رسمی و تقدیر جهانی ارزشمندتر خواهد بود.
نظام جمهوری اسلامی ایران نیز بر همین دیدگاه استوار است و در آن چارچوب حکومتی و شرح وظایف حاکمان، از منابع و متون اسلامی که حقیقتا می توان آن را بهترین راهنما برای حکمرانی خوب و خدمت صادقانه دانست، استخراج شده است.
طبعاً به عنوان کسی که مدتی است سنگین ترین بار اجرایی کشور را عهده دار شده است، ترجیح دادم تا از این فرصت استفاده کنم و بار دیگر نامة امام علی (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر را که در آن شیوه های صحیح حکمرانی تشریح شده است همراه با همسر و فرزندانم، مطالعه نمایم.
آنچه در این نامة ارزشمند، که نامه پنجاه و سوم از این کتاب شریف است، آمده، بدون شک والاترین منشور مدیریت اسلامی است.
همگان به خصوص همکاران عزیزم در دولت را دعوت می نمایم تا آنها نیز بار دیگر با مراجعه به کتاب نهج البلاغه و مطالعه کامل فرمان حضرت به مالک اشتر، جهت انطباق هر چه بیشتر عملکرد خود با دستور العملهای ایشان تلاش روزافزون داشته باشند.
اگرچه باید گفت که فاصله ما با آنچه امیرالمؤمنین از ما خواسته، بسیار بسیار زیاد است، اما می توان و باید برای کم کردن این فاصله ها تلاش نمود.
[ابتناي دولت بر مشي علوي]
«... امروز بيش از هر روز نيازمند مشى علوى هستيم كه آرزو و مطالبه تاريخى ملت ماست. مردم ايران با پذيرش اسلام آرزوى تحقق مشى علوى در دلشان نهفته شد و در انقلاب اسلامى اين آرزو شكفته شد و وقتى شما در متن ملت مى رويد، منتهاى خواست آنها آن چيزى است كه در زندگى، منش و روش امام على (ع) مشاهده و متبلور مى¬شد. اصولى كه دولت فعلى - كه در چارچوب نظام جمهورى اسلامى تشكيل شده است - اعلام كرده، در واقع برگرفته از مشى امام على (ع) است ...»
[نسبت شعارهاي چهارگانة دولت با فرهنگ انتظار]
«...اين دولت چهار شعار مطرح كرده است: عدالت¬گسترى، مهرورزى، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالى جامعه، همه اينها برگرفته از فرهنگ انتظار است. در واقع، ابعاد مختلف يك جامعه منتظر است. ما بالاخره زمانى مى توانيم به نقطه كمال و آرمانهايمان برسيم كه هم آرمانى و اسلامى بينديشيم، هم عمل كنيم و هم قوانين، مناسبات و روشهايمان مبتنى بر آن اصول و آرمانهايمان باشد. بالاخره در اين شانزده هفده سال و بلكه بيشتر شاهد بوده ايد كه همواره يك گفتمان و ادبياتى بر فضاى عمومى كشور مسلط مى شده است كه تمام نظريه پردازيها، توليد انديشه ها، طراحيها، برنامه ريزيها و حتى اجراى كشور را به شدت تحت تأثير قرار مى داده است. ادبيات توسعه وقتى كه آمد همه چيز را تحت تأثير قرار داد. به نظر من اين چهار محور مى¬تواند گفتمان اسلامى و گفتمان انتظار را بر همه فضاى كشور غلبه بدهد و اين ظرفيت را دارد. اگر واقعاً بياييم از منظر عدالت به جامعه نگاه بكنيم، مى توانيم تمام نظامات حاكم بر دنيا را زير سؤال ببريم و راهكارهاى جديد، نو، مؤثر و توانمندى براى حل مشكلات بشر عرضه كنيم.
يا در بحث مهرورزى، همه تبليغى كه شما مى كنيد اگر يك رابطه عاطفى بين شما و مخاطب شما برقرار نشود، اصلاً انتقالى اتفاق نمى¬افتد، شك نكنيد. شما مى گوييد و گوشها از يك طرف مى شنوند و از آن طرف ديگر بيرون مى¬آيد. حداكثر آن اين است دانش اضافه مى¬شود؛ تأثيرى در باورها و رفتارها اتفاق نمى¬افتد. آن چيزى كه مؤثر است يا درست و مؤثر انتقال مى¬دهد، رابطه عاطفى است. بحث عشق، مهر و محبت را بايد ترويج كرد. اصلاً اگر بخواهد در جامعه اسلامى عدالت و احكام اسلامى پياده بشود، بايد جامعه اى باشد كه همه نسبت به هم مهربان باشند؛ رحماء بينهم يك اصل است.
همچنين خدمت كردن به همديگر كه شما از من بهتر مى دانيد كه خدمت به بنده خدا معادل چقدر عبادت است. بسيارى از مشكلاتى هم كه امروز داريم و بسيارى از مقاومتهايى كه در برابر جذب پيام انقلابى مى شود ناشى از غفلت از اين اصل است ....»
[ملاك ¬هاي فردي و معيارهاي سازماني تشكيل كابينه ]
«… معيارها همان معيارهايى است كه مردم در خواسته هايشان اعلام كرده اند و در متن انقلاب، فرهنگ و نظام ما هست. ما آدمهايى را مى خواهيم كه مؤمن، پاك دست و شجاع باشند، شجاعت تصميم گيرى داشته باشند، كارآمد و كاربلد باشند، متخصص كار باشند و عاشق خدمت به مردم و مردم گرا باشند. اين ويژگى بسيار مهم است. نه اينكه ديگران نيستند، اين ويژگى بايد در آنها خيلى برجسته باشد، چون دولت بدون مردم مفهومى ندارد. كشور را بايد مردم اداره كنند و دولت هم بايد ميان مردم برود و فضا را براى مردم باز كند. دولتى كه از بطن مردم نباشد و در متن مردم زندگى نكند، نمى تواند موفق باشد و خواسته هاى مردم را برآورده كند.
ويژگى ديگرى كه در اين دوره اضافه كرده¬ايم، و من از قبل هم اعلام كرده بودم، همگرا بودن اعضاى دولت است كه بحث بسيار مهمى است. بعضيها فكر مى كنند كه كابينه متشكل از ۲۱ نفرى است كه هريك بايد جدا جدا كار كنند و ديگر شأن جمعى ندارند. وزرا در دولت دو شأن دارند: يكى شأن فردى در سازمان و وزارتخانه خودشان است و ديگرى شأن جمعى است كه يك كابينه يعنى بدن واحدى كه به طور هماهنگ مى خواهد كل كشور را بالا ببرد، مفهومش اين است كه تك تك اعضاى كابينه در مقابل همه مسائل كشور بايد احساس مسئوليت كنند، آنها را مسائل خودشان بدانند و كمك و همراهى كنند و موفقيت تك تك را موفقيت خودشان بدانند و موفقيت كل را موفقيت خودشان بدانند. در گذشته از نگاه بخشى و تعصبات سازمانى خيلى آسيب ديده ايم. يك سازمانى براى خودش كار مى كند و جلو مى رود و ديگرى هم براى خودش و بين آنها هماهنگى اتفاق نمى افتد كه آسيب آن به كشور و مردم مى رسد، بعد كه به اينها مى¬گوييم چرا چنين كردى؟ اين كار شما چنين تبعاتى دارد. مى گويد من فقط كار خود را انجام مى دهم و به ديگران كارى ندارم. در صورتى كه ما يك كار بيشتر نمى خواهيم انجام دهيم و آن هم خدمت به كشور و ساختن و پيشرفت آن است. اگر در ميان آنها هماهنگى نباشد، آن وقت موجودى درست مى شود كه سر، پا، دست و اندامش با يكديگر نامتناسب است و رشد نامتناسب دارد، در يك بخش پيشرفت مى كند و در بخشهاى ديگرى عقب مى ماند، يك جا محروم مى ماند و يك جا بيشتر مى برد و منابع تلف مى شود.
بنابراين، همگرايى و كار جمعى و هماهنگى درون سيستمى معيار بسيار مهمى بود كه روى آن وقت گذاشتيم. ...»
[ويژگيهاى عمومي و تخصصي دولت]
«...اين دولتى كه معرفى شد، چند ويژگى دارد. علاوه بر ويژگيهاى عمومى، كارآمدى و اطلاعاتى، يكى از ويژگيهايش اين است كه گروه معرفى شده، گروه جديدى هستند؛ يعنى حلقه سنتى مديريت شكافته شد و نسل جديدى از مديرانى كه به ظاهر ناشناخته، اما واجد صلاحيت و توانمندى بودند، معرفى شدند. اين در واقع آغاز يك راه بزرگ است. من قبلاً در بحثهاى انتخاباتى عرض كرده بودم كه ما بايد اين حلقه را پاره كنيم، راه را باز كنيم جوان ترها، نسلهاى جديد، پرانرژى و توانمند بيايند. ويژگى ديگر اين كابينه اين است كه هم در آن تخصص هست، هم جوان هست، هم نشاط هست، هم تجربه هست و هم همدلى و همگرايى هست.
شما مى بينيد جوانان پرشور و پرنشاط در كنار افراد بسيار با تجربه و متين در يك هماهنگى و نظم خوبى كنار هم چيده شده اند. اين هم ويژگى دوم است.
ويژگى سوم اين است كه به لحاظ صاحب نظر بودن، متخصص بودن و به لحاظ تناسب رشته تخصصى و تجربى با عرصه مديريتى از همه كابينه هاى قبلى بالاترند.[براساس] گزارشى كه در خود مجلس محترم قرائت شد، در چهار كابينه قبلى به طور متوسط تناسب تخصص و تجربه با حوزه كارى ۹ وزير بود، اما در اين دولت ۱۶ وزير. اين يعنى سطح كار بسيار بالاتر است. افرادى در كابينه حضور دارند كه به لحاظ علمى صاحب نظرند و نه تنها در عرصه كشورى بلكه در عرصه جهانى هم عناصر شناخته شده و موجب افتخار ملت ايران هستند. و آخر اينكه كابينه بسيار پُرنشاط، همدل و پا به كار است ...»
[گستردگي و عموميت دولت جديد]
«...دولت تصميم گرفته است به يارى شما، به حمايت شما و با هدايت شما ان شاءالله به گونه اى عمل كند كه همه ملت ايران در هر نقطه، به خصوص مناطق مرزى و محروم حضور و خدمتگزارى دولت را روزانه در زندگى و كار خودشان لمس بكنند؛ اين يعنى دولت شما در صدد است كسريها و عقب ماندگيها را به سرعت رفع بكند. اشاره كردم و قبلاً هم عرض كرده بودم دولت فقط متعلق به مركز كشور نيست، دولت متعلق به همه است. بسيارى از تصميمات در مركز گرفته مى شود، اما وقتى مى خواهد اجرا بشود در دستگاههاى اجرايى مى¬غلطد، مى آيد به نقاط دور دست كه مى رسد چيزى از آن باقى نمى ماند. بسيارى از تصميمات هست كه با نيت و فكر خوب گرفته مى شود، اما وقتى در اجرا مى آيد و به نقاط دور مى رسد، نتيجه معكوسى مى دهد. بسيارى از اوقات تصميماتى كه گرفته مى شود، بدون توجه به واقعيتهاى كشور و نيازهاى حقيقى كشور است.
دولت خدمتگزار شما و فرزندان شما در دولت تصميم گرفته اند كه تصميمات و برنامه ريزيهاى دولت بيايد در استانها، مناطق و در متن زندگى مردم اتفاق بيفتد.
بايد تك تك مسئولين كشور بدانند وقتى در مركز تصميم مى گيرند، حاصل اين تصميم در زندگى مردم قائن و درميان و سرايان چگونه است ...»
[بازكردن حلقة مديريتي كشور در دولت نوپديد]
«…عنايت داشته باشيد كه ويژگي ديگر كار ما اين بود كه بالاخره ما بايد مقداري حلقه¬هاي مديريتي را باز كنيم. اين كار هم ارزشمند است و هم سخت و كسي كه اين تصميم را مي¬گيرد، خطرپذيري مي¬كند. چون مديراني كه شناخته شده هستند و تجربيات ۲۰ ساله و ۳۰ ساله جلوي چشم مردم است و همه آنها را مي¬شن اسند، كار كردن با آنها راحت است، اما اينكه حلقه را باز بكنيد، افراد توانمندي كه تا امروز فرصت در اختيارشان نبوده كه در عرصه¬هاي مديريت كلان قرار بگيرند، بالا بيايند، اين مقداري كار را سخت مي¬كند. شما مي¬بينيد كه در تركيب هيئت دولت پيشنهادي، افرادي هستند كه به قول شما تا روز آخر كسي اسم آنها را نمي¬دانست. شايد حدس نمي¬زدند كه ممكن است چنين فردي داخل كابينه بيايد، اما ما بررسي كرديم ديديم، توانمنديها و استعداد و علم و تخصص لازم را دارد و چه اشكال دارد كه يك جوان يا كسي كه ما او را نمي¬شناسيم، اما توانمند است، بيايد. به نظرم در اين دوره راه باز شد كه دولتهاي بعدي منحصر نشوند به عده¬اي كه دور و برشان هستند.
ما يك مقدار نگاه را از دور و برمان عقب¬تر انداختيم. حتي ما افرادي را معرفي كرديم كه محل زندگي و كارشان در تهران نبود و در استانها بود، يعني در استانهاي ديگري كار و زندگي مي¬كردند و ما بررسي كرديم و ديديم فرد شايسته¬اي است، از همه جوانب بررسي كرديم، هيچ آشنايي قبلي هم نداشتيم. من با بيش از يك سوم اعضاي اين دولت آشنايي قبلي ندارم، دورا دور اسمي شنيده بودم. اما وقتي معرفي شد، بررسي كرديم، ديديم مثل اينكه استعداد بسيار ارزشمندي است، به جواني، پيري و دوري و نزديكي توجه نكرديم .…»
[عبور از پنهان¬¬كاري و دوگانگي]
«...در اين دولت نهم حداقل اولاً ما هيچ چيز پنهان، دو گانه و جدايى نداريم. بدانيد يكى از اصول اين دولت اجراى آن كلام امام است كه در جلسات خصوصى تصميمى بگيريد و حرفى بزنيد كه جلوى مردم بتوانيد بزنيد. واقعاً هرچه كه ما مى گوييم، همان است كه هست، همانى است كه مى فهميم. مى نشينيم با هم تصميم مى گيريم، جلو مى بريم. مملكت نه مال من است و نه مال شما، مال همه ماست. بايد با هم بنشينيم، تصميم بگيريم و به جلو ببريم. وظيفه دولت رفع موانع، حمايت، نظارت، هدايت و رصد است. واقعاً ببينيم دور دورها چه خبر است و بگوييم آقا اين خبرها هست، شما مراقبت و حمايت بكنيد ...»
[عبور از محافظه¬كاري، بهبود روشها و اصلاحات نوآورانه]
به عنوان مسئول دولت خود را در دو سطح نسبت به مقوله نوآوری مسئول می¬بینم:
اول، زمینه سازی، حمایت ورفع موانع اداری موجود در برابر استعدادها و نوآوری های مردمی در عرصه های علمی، اقتصادی، فرهنگی و... است. در این خصوص، همه نخبگان را به مشارکت و مشورت می طلبم و دولت را در عالی ترین سطح برای اصلاحات انقلابی و انعطاف در روشها بسیج خواهم کرد. البته به خوبي مي دانم كه اين کار آسانی نیست و باید برای رفع بسیاری از رسوبات و موانع سخت افزاری و نرم افزاری که عادت به کهنگی و محافظه کاری را در بسیاری نهادهای حکومت، به وجود آورده چاره ای اندیشید. اما همه سعی خود را در این خصوص خواهم کرد و از همه صاحبنظران مي خواهم كه دولت را در اين زمينه با پيشنهادات خود ياري دهند تا به اميد خدا تغییراتی موثر در حد توان و امکانات دولت تا پایان سال۸۷ ایجاد شود.
اما سطح دوم، برنامه¬های ایجابی خود دولت و روشهای نوآورانه آن در حل مشکلات کشور است. جهش های نو گرایانه در مدیریت، نیاز به "شجاعت وحکمت" در کنار یکدیگر دارد. در اینجا می خواهم بر عنصرشجاعت وجرئت در تحقق نوآوری، تاکید کنم زیرا یکی از موانع جدی در برابر شکوفایی ملی وتاریخی ایران حتی در سطح نخبگان، ترس از"نوآوری" است که امروز نيز عامل مقاومت در برابر "تغییرات" شده است و اگر فکری به حال آن نکنیم شکوفایی تمدنی وتاریخی ایران جدید، بازهم به تاخیر افتاده ونوآوری های فردی وپراکنده، تبدیل به یک"جنبش نوآوری" در سطح ملی نخواهد گرديد.
از بازی با کلمات و فريب افكار عمومي بیزارم و به واقعیات زندگی مردم، بیش از تصورات خيالي از پشت درهاي بسته، توجه دارم و خود را در برابر مشکلات واقعی مردم مسئول می دانم. از این رو همراهی با توده های واقعی مردم را به عضویت در حلقه های خاص با دغدغه های خاص ترجیح می دهم.
اینجانب در راستای تحقق وعده های انتخاباتی، موظف بودم که دست به نوآوری های جدی و اصلاحات اساسی در مسائل مهم و گوناگون کشور بزنم. موضوعاتي از قبيل نظام بانکداری و وام و نرخ بهره، نظام مدیریت وبرنامه ریزی، نظام مالیاتی، در عرصه بیمه های اجتماعی و بهداشت عمومی، توزیع ثروت وسهام عدالت، سیاست خارجی و...
در همین راستا برنامه هایی جدید و اصلاحاتی نوآورانه تدارک دیدیم و با کمک همکارانم در دولت با تمام قدرت وارد عمل شدیم. اما با چه واکنش هایی مواجه شدیم ؟! در تمام این دو سه سال میل شدید به ادامه سنت های اداری و عادت های مدیریتی و نوعی انجماد در برابر برنامه های دولت، سرعت انجام این اصلاحات را کاسته است. این دولت نسبت به گذر زمان، بسیار حساس است و اگر واحد زمان برای برخی سیاست مداران، سا ل و دهه بوده است برای ما هفته ها، روزها، و حتی ساعت ها نیز مهم اند.
اگر برای ما نیز منافع حزبی یا اهداف تبلیغاتی و انتخاباتی اولویت می داشت به راستی نباید وارد برخی ساختار شکنی های روشی و مدیریتی می شدیم. زیرا شکستن عادات و شالوده های کهنه، شبیه نوعی خرافه ستیزی در عرصه مدیریتی است و هر نوع شالوده شکنی، باعث چالش هایی طبیعی یا مصنوعی و حتی دشمن تراشی می شود.
دولت دهها طرح نوآورانه در عرصه های مدیریتی و اقتصادی داشته ولی سطح اصطکاک و مقاومت در برابر نوآوری، متاسفانه بسیار بالاست و ما هزینه های زیادی برای آن پرداخته و می پردازیم.
بخش مهمی از وقت و توان دولت، صرف غلبه بر این مقاومت ها، ترس ها و محافظه کاری ها و عادت های کهنه می¬شود.
من نمی خواهم از دولت، رفع مسئولیت کرده و برخی ناکامی ها را بر عهده دیگران بیندازم. همچنین مدعی بی نقص بودن برنامه های دولت و روش ها و تصمیمات شخص رئیس جمهور نیستم، ادعا نمی کنم که از همه ظرفیت ها و امکانات، به درستی استفاده شد و بهتر از این نمی شد و نمی شود ولی بگذارید از دوستان به نحوی و از دشمنان به نحوی گلایه کنم که اگر راه را بر نوآوری باز نکنیم و اگر بر این ترس غلبه نکنیم ایران عزیز نخواهد توانست عقب ماندگی تاریخی یکی دو قرن اخیر در عصر قاجار و پهلوی را از راههای میان بر جبران کند. آنچه باید نگرانش باشیم ساختارشکنی علیه مبانی و چارچوبهای هویت اسلامی و ایرانی است اما نوآوری در روشها امری کاملا ضروری و حتی "دیر شده" است و نباید محافظه کاری و تنبلی را با عقلانیت اشتباه گرفت.
اقتصاد ما، نظام مالیاتی، بانکی، بیمه ها، الگوی مصرف سوخت و انرژی، یارانه ها، نحوه تقسیم کار میان دولت و بخش خصوصی، نظام آموزشی و پژوهشی کشور، سیاست خارجی، نظام مطبوعاتی و رسانه و حزبی در کشور، مدیریت شهری، نظام واردات و صادرات و ... همه و همه، تشنه نوآوری در چارچوب اهداف انقلاب اسلامی و در مسیر پیشرفت عادلانه کشورند.
تغيیراتی که در هیئت دولت صورت می گیرد نیز در همین راستاست. ما یک گروه منسجم هستیم که به اقتضای موقعیت و شرایط، انعطاف و تغییرات لازم را در خود به وجود می آوریم و هیچ یک به مسئولیتهای خود به عنوان يك امتياز يا سر قفلی نگاه نمی کنیم.
همکاران قبلی و فعلی من در دولت، از این همکاری، تصور یک مسابقه ماراتن امدادي را دارند که بین راه مشعل را یکی به دیگری می سپارد. هدف اصلی هیچ یک از ما بقاء در دولت نیست بلکه خدمت به ملت است.
هر یک از این برادران و خواهران که جای خود را به دیگری می دهند برای خود نه هویتی فردی بلکه هویتی جمعی قائلند و این جانب از همه کسانی که فداکارانه آمدند و متواضعانه رفتند عمیقاً متشکرم و می دانم که این سخت ترین و شیرین ترین دوران خدمت را از یاد نخواهند برد.
همکاران من شب و روز آرام ندارند و وقتی جابجا می شوند شاید برای نخستین بار پس از ماهها فرصت استراحت می یابند. از همه آنها سپاسگذارم و بابت ماموریت های شبانه روزی و طاقت فرسا از آنها و خانواده هایشان عذرخواهی می کنم.
ترمیم کابینه در این دولت یک سیاست از قبل اعلام شده بر اساس " اصالت هدف" است. همه ما ابزار هستیم و ملت هدف. فرصت اشتباه کردن و محافظه کاری نداریم. وزرای جدید یا قدیم این کابینه هیچ یک سیاست باز و قدرت طلب نبوده و آرزوی وزارت نداشته و ندارند و همین جا اعلام می¬کنم که سیاست انعطاف و انطباق در دولت ادامه خواهد داشت. همه ما باید به امانت بزرگ خدا و مردم و فرصت محدودی که در اختیار داریم بیاندیشیم.
من و همکارانم در دولت، روزهای خدمت و دولت را و حتی ساعتهای آن را می شماریم و برای هر روز و هر ماه به ضرورت نوآوری می اندیشیم و صادقانه طالب همکاری و همفکری همفکران و حتی منتقدان هستیم.
از دوستان می خواهیم که به ما اعتماد کنند و مشورت دهند و کمک برسانند و از نوآوری نهراسند. و از منتقدان و مخالفان دولت نیز متواضعانه می¬خواهم که به جای انتقام حزبی به ارتقای ملی بیاندیشند. باید شجاع بود و راه را برای شکوفایی ملی و تاریخی ایران باز کرد. همه کمک کنیم. جای دوری نمی¬رود .…»
[مطالعات علمي و روحية انقلابي؛ دو مؤلفه بنيادين در تصميم سازي]
«…تصميمات كاملاً مطالعه شده و علمي است؛ در اقتصاد، بودجه¬ريزي، مديريت منابع و در بانك. بعضي وقتها دهها ساعت خود من مي¬نشينم با كارشناسها حرف مي¬زنم خيلي وقتها همه خسته
مي¬شوند. سؤال، جواب؛ تا جزئيات كار معلوم بشود. نمي¬گويم همۀ تصميمات ولي تقريباً همۀ تصميمات، با بررسي، مطالعه و دقت به سمت تحول. همين ديروز، من يك تصميم انقلابي گرفتم. آن هم جراحي سازمان مديريت بود. از اول ما به دوستان گفته بوديم كه سازمان مديريتي مي¬خواهيم كه واقعاً سازمان مديريت و برنامه¬ريزي [باشد؛] يعني مغز متفكر مي¬خواهيم. نه اينكه يك سازماني بغل سازمانها بنشيند، طرف دو ريال مي¬خواهد خرج كند هجده تا خان¬رستم بگذارند بگويند هجده تا امضا [كنيد.] خب امضا مي¬كند ديگر. اينقدر نهاد نظارتي داريم كه پي در پي مي¬آيند و رسيدگي مي¬كنند. مي¬خواهيم آنجا مغز متفكر باشد، من از سال ۱۳۷۲روي اين مطالعه كردم، بررسي كردم، صحبت كردم، مشورت كردم، نظرخواهي كردم، بالاخره رسيدم به آخرش كه گير كجاست؟ دو جا بايد جراحي بشود بعد جراحي¬اش را شروع كرديم. واقعاً مطالعه كرديم كه اين دو جا تا جراحي نشود نظام برنامه¬ريزي و ساختار¬هاي اداري كشور اصلاح نمي¬شود، چون نقطه كليدي آنجاست. او بايد بگويد چرخش كارها چگونه باشد، ساختار اداري چه باشد، چه چيزي ساخته بشود يا ساخته نشود، جهت¬گيري اقتصاد به كدام طرف باشد، در صنعت چه چيزي اولويت باشد چه چيزي اولويت نباشد. همه¬اش آنجاست. اما تنها جايي كه تقريباً فرصت انديشيدن ندارد آنجاست. براي اينكه اينقدر به حاشيه¬ها رفته، گرفتاريهاي تو در تو براي خودش درست كرده، اين بايد جراحي بشود …»
[ضرورت بسترسازي مشي نقادانه در جامعه ]
«…برخلاف بعضي كه مي¬گويند اين دولت انتقادپذير نيست، اتفاقاً اين دولت انتقادپذيرترين دولت بعد از انقلاب است، من صراحتاً مي گويم. براي اينكه ما اصلاً هيچ برخورد نكرديم. گفتيم بگذار بگويند. با اينكه خيلي از آنها توهين، تهمت و واقعاً افترا است. من مي بينم بعضي به دروغ عمل مجرمانه اي را به خود من نسبت مي دهند. اين افترا است، زنداني دارد. اما گفتيم سكوت، بگذاريد بگويند، يواش يواش ياد مي گيرند درست حرف بزنند.بهترين فرصت است، در دانشگاهها بحثهاي علمي، سياسي، اجرايي. بابا! شما بايد خودتان را آماده كنيد كه فردا كشور را اداره كنيد. حالا اشاره كردند، بالاخره مشكلات و چه وچه بود. مردم آمدند يك سري حلقه ها را پاره كردند و راه را براي حضور شماها در عرصه هاي مديريتي باز كردند. بايد خودتان را براي ساختن ايران و دنيا آماده كنيد …»
[ممنوعيت سياسي كاري در دولت]
«…ما با بيتالمال، شخصيت نظام و مردم و نظام اداري مطلقاً بازي نميكنيم. ما حتي يك تصميم خارج از اصول قطعي پذيرفته شدهمان تا حالا نداشتهايم كه بگوييم اين تصميم به ضرر مردم است، اما ظاهرش قشنگ است و عدهاي خوششان ميآيد، اين تصميم را بگيريم، مطلقاً. بنده تا الان در سخنرانيهايم جمله¬اي نگفتهام براي اينكه عدهاي خوششان بيايد. آنچه را باور و اعتقاد دارم ميگويم. اصلاً جنس اين دولت چيز ديگري است. نه اينكه حالا تا پايين و بدنه همه از اين جنس هستند، نه خير. بايد اين جنس به پايين برسد. ميخواهم بگويم اصلاً سياسي كاري در اين دولت، به لطف خدا، راه ندارد. اصلاً ما ممنوع هستيم از اينكه ذرهاي از اصول تخطي كنيم، دليلي هم نداريم كه تخطي كنيم.
به يكي از اين آقايان گفتم، گفتم خيال كردهايد چه اتفاقي ميافتد؟ دو اتفاق بيشتر نميافتد. يا بالاخره بنده را به فيض عظماي شهادت ميرسانيد كه اين بهترين سرنوشت براي يك انسان است، يا دوباره به دانشگاه ميرويم و درسمان را ميدهيم. اتفاقي كه نميافتد. فكر كردهايد چه خبر ميشود؟ خبري نيست …»
[عدم تعهد دولت به احزاب و پايبندي به معيار حق]
«…تعهد ما به كجاست؟ ما به چه كسي بدهكار هستيم؟ براي چه كسي بايد كار كنيم؟ تعهد ما به يك گروه، يك دسته، يك شهر، يك قشر يا فرد است؟ نه، تعهد ما به اصل آرمانهاي اسلامي، خط ولايت و عموم ملت ايران است. اينكه ما خودمان را متعهد به عموم ملت ايران احساس كنيم اصلاً فضاي كاريمان عوض مي¬شود تا اينكه كسي خودش را متعهد به يك گروه، دسته، جناح، حزب، باند يا فردي بداند. ما موظف خدمت به همه هستيم. بله شما وقتي بخواهي در مسير عدالت بروي، امتيازها را قطع كني و … يك عده سر و صدايشان در مي¬آيد، خب بيايد. يك دوستي چند روز پيش آمده بود به من مي¬گفت فلاني تو چه كار داري مي¬كني؟ خيلي داري اشتباه مي¬روي. گفتم چرا؟ گفت فلاني، فلاني، فلان گروه و همه از دستت ناراحت هستند، خراب كردي. دستش را گرفتم گفتم حالا بنشين اينجا يك آب خنكي بخور. مگر معيار حق اينها هستند؟ اينها كه شما گفتي كه خودشان منشأ بسياري از نابسامانيها در كشور ما هستند. ريشة بسياري از نابسامانيها در كشورند. كجا معيار حق شده¬اند؟ خب ناراحت باشند، ما كدام كار خلافي كرديم كه ناراحت هستند؟ از اينكه اين تيم، اين معاونين وزرا، وزرا و دولت به جاي اينكه هشت ساعت كار كنند و بروند خانه¬هايشان، دارند شانزده ساعت كار مي¬¬كنند¬، اين چيز بدي است؟ از اين ناراحت¬اند؟ از اينكه راه افتاده¬اند جانشان را كف دستشان گرفته¬اند و دارند همة ايران را ميگردند و كار ميكنند، از اين ناراحت¬اند؟ اين كار بدي است؟ از اين كه مي¬گويند دين، خدا و عدالت، اين چيز بدي است؟ از اينكه مي¬گويند سود بانكي را پايين بياوريم تا توليد راه بيفتد، اين چيز بدي است؟ از اينكه سرمايه¬گذاري در اين دو سال اخير به شدت در كشور رشد كرده، اين چيز بدي است؟ از اينكه صادارت زياد شده، چيز بدي است؟ آخر چه چيز اين بد است؟ آخر اينها چه كار خطايي كرده¬اند كه شما مي¬گوييد بد است؟ بالاخره بگوييد اين جمع چه كار خطايي كرده¬اند؟ حق كسي را خورده¬اند؟ به مردم ظلم و بي¬احترامي كرده¬اند؟ چه كرده¬اند؟ خب ايشان چيزي نداشت بگويد. نه اينكه شماها و بنده اشكال نداريم. بالاخره ما هم آدم هستيم، اما بايد مقايسه كرد …»
[آثار مشكلات دولتهاي پيشين در دولت نهم ]
«…اين دولت كار را در وضعيتي تحويل گرفت كه مشكلات همين¬طوري انباشته بود. چه در بخش داخلي وقتي ما تحويل گرفتيم كشور را با سه و نيم ميليون بيكار تحويل گرفتيم. نمي¬خواهم بگويم كسي مقصر است، نه، دنبال مقصر نمي¬گرديم. بالاخره اوضاع اجتماعي است، پيش آمده، روزي كه ما دولت را تحويل گرفتيم، از دو هزار كارخانه بزرگ كشور هشتصد كارخانه در مرز بحران بود. مسائل فرهنگي را كه شما بهتر از من مي¬دانيد. در فضاي داخلي كشور همه¬اش تنش و تشنج و دعوا و اختلاف و درگيري از بالاترين سطوح اجرايي تا پايين¬ترين سطوح وارد مي¬شدند براي مسائل كوچك و درگيري و تشنج و مسئله درست كردن. هر موجي كه منتشر مي¬شد، [سبب] تخريب روحيه، خودباوري و وحدت مردم مي¬شد.
روزي كه ما در اوايل سال ۱۳۸۴ كشور را تحويل گرفتيم، در سال ۱۳۸۳، ۳۳ ميليارد دلار كالا وارد اين كشور شده بود و هفت و نيم ميليارد دلار صادرات. روزي كه ما تحويل گرفتيم، تورم ۷/۱۵ درصد بود. يادتان هست، من نمي¬خواهم ياد آوري كنم، مجموعة دستگاه اجرايي كشور تقريباً از مسير خدمت فاصله گرفته بود و در يك فضاي ديگري بود. من خودم آن موقع از كلي از استانداران يا فرمانداران مي¬پرسيدم و گزارشهاي كارشان را مي¬ديدم كه اينها چه گزارشي به سلسه مراتب خودشان مي¬دهند. آن فرمانداري موفق¬تر بود كه تعداد بيشتري جلسه و ميتينگ سياسي برگزار كرده باشد و همين¬طور بگير برو بالا. تعداد روزنامه و تيراژ روزنامه افتخار و نشانة پيشرفت شده بود.
در سياست خارجي هم كه هجوم دشمن در نقطه اوج بود. مرتب فشار آوردند و قدم به قدم جلو آمدند و ما عقب رفته بوديم، تا جايي كه اين جنايتكاران آدمكش مدعي حقوق بشر راجع به جمهوري اسلامي شده بودند. هر روز قطعنامه، بيانيه، هر آدم بي سرو پايشان هر روز پشت تريبونها عليه ملت ايران سخنراني مي¬كرد و ملت ايران را به خشونت طلبي و نقض حقوق بشر متهم مي¬كرد. مسئولين و ملت ايران را تمسخر مي¬كردند و در قضية هسته¬اي ديديم كه چه كردند، آمدند تمام تأسيسات ما را پلمپ كردند و تازه نامه داده بودند كه دانشگاههايي كه رشتة هسته¬اي و فيزيك دارند، بايد تعطيل كنند. همين آقاي رئيس جمهور اشغالگر عراق رسماً صحبت كرد كه ما اول به افغانستان مي¬رويم، بعد عراق و بعد نوبت ايران است. ايران را به طور مستقيم تهديد كرد و يادمان نرفته كه در همين اروپا مي¬نشستند پشت بلندگو و جلوي دوربينهاي خبرنگاران به ما مي¬گفتند در انتخابات فلان گروه بايد بالا بيايد و فلان گروه نبايد بالا بيايد. خيال مي¬كردند كه دوران قاجار است. حالا اين دولت تحويل گرفت و بايد كشور را سامان دهد.
يادمان نرفته كه در روزنامه داخل كشور به ساحت مقدس اباعبدالله الحسين (ع) هم جسارت كردند و مورد حمايت قرار گرفتند.
در چنين وضعيتي دولت تحويل گرفته بايد اقتصاد را به سرعت سامان بدهد و فرهنگ، وحدت و امنيت داخل كشور و شرايط بيروني كشور را منظم كند و در مسير درست بياورد …»
[هماهنگ¬ترين كابينه بعد از انقلاب اسلامي]
«…اين بشارت را هم به شما بدهم به فضل الهي اين دولتي كه الان هست هماهنگ ترين كابينة بعد از انقلاب است. چه كسي مي¬گويد ناهماهنگ است؟ بعضي از اين شيطانها مي روند يك حرفي را از دهن يك وزير مي¬گيرند معكوس تيتر مي¬كنند. دولت قبل را شما يادتان بيايد، وزرا در روزنامه حرف مي زدند و هر كدام گردن آن يكي مي انداختند. يك مشكل پيدا مي شد آن مي¬گفت تقصير آن است در تلويزيون، در اين دولت الحمدالله از اين خبرها نيست. نمي گويم همه قوي يا قوي ترين هستند، اما به لطف خدا منسجم¬اند. اصلاً نه عليه خودشان و نه عليه ساير نهادها …»
[دليل بنيادين مخالفت با دولت نهم ]
«…علت مخالفتها با اين دولت اين است كه اين دولت علي¬رغم همة سختيهاي كار پاي آرمانها ايستاده است، در جبهة خارجي مقابل جبهة گستردة ضدعدالت و در داخل هم در مقابل زياده¬طلبان سياسي و اقتصادي ايستاده است. علت اين است كه احمدي¬نژاد دانشجوست و تا آخر دانشجو خواهد ماند.
پيام من به دانشگاه، آزادگي، صداقت، استقلال، ايستادگي و آرمان¬خواهي است. محيط دانشگاه بايد با نشاط، پر از صفا، صميميت و دلسوزي باشد كه بحمدالله هست. همه با هم دوست باشيد و بدانيد احمدي¬نژاد از كساني كه به او اهانت مي¬كنند، كوچك¬ترين دل نگراني، ناراحتي و خداي ناكرده كينه¬اي نخواهد داشت …»
|
|
|
نویسنده : مدیریت سایت |
|
بازگشت |
|
| |
 |
|
 |
 |
 |
 |
 |
 |
 |
 |
|
|
|
|
|
|
|
امروز: ۱۸ شهریور ۱۳۸۹ خورشیدی , ۹ سپتامبر ۲۰۱۰ میلادی
|
|
|
|
|